انتشار : پنج شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۲

روضه های منازل

به اشتراک گذاشتن
برچسب ها

در دوران کودکی ام ملای نابینای روضه خوانی بود که گاه و بیگاه برای خواندن روضه به خانه مادربزرگم می آمد . برای اهل خانه خیلی تفاوت نمی کرد که ملا چه موقع بیاید صبح باشد یا عصر ، در حیاط خانه باشد یا ایوان جلوی اتاق ، جایی برایش پهن می کردند و چند جمله ای روضه می خواند و می رفت …

این اولین تصویر ذهنی من از مجالس روضه خانگی است مربوط به حدود چهل سال پیش !

علاقمندی مردم ما به برپایی مجالس عزای حسینی (ع) خصوصا در منازل یک حلاوت خاصی دارد که اگر کسی یک بار چنین مجلسی را تجربه کند سال های بعد سعی می کند بهتر و با شکوهتر آن را برپا کند .

دوست عزیز و گرامی ام حاج علیرضا زارع از کسانی است که نقل خاطره ای دارداز برپایی این مجلس روضه در منزلش خصوصا اینکه یار و مددکار او کسی نبوده است مگر شهید حاج ابراهیم مقامیان پور .

مرور خاطره حاج علی از روضه روز اربعین :

زمانی که دزفول زندگی می کردم ، منزل کوچکی به مساحت 75 متر داشتم ، برای تبرک و تیمم روضه اربعین امام حسین(ع) را در بعد از ظهر روز اربعین برگزار می کردم.موقعی که به تهران آمدم به دلایلی نمی شد آن را برگزار کنم. بعد از سالها به لطف خداوند صاحب منزلی در تهران شدم و اولین چیزی که به ذهنم رسید برپا کردن روضه اربعین امام حسین(ع) بود ، نذری ندارم و به نیت تبرک و تیمم دوست دارم روضه امام حسین(ع) را برپا کنم. که در اولین سال حضور در منزل (سال 91) مراسم را بپا کردم.

از طریق پیامک برای مراسم به دوستان اطلاع دادم از جمله حاج ابراهیم ، مراسم قرار بود ساعت 19 شروع شود ، ساعت 18 صدای زنگ منزل ما به صدا درآمد ، آیفون را که زدم صدای آقا حجت بود ، گفتم بفرمایید ، در را که باز کردم دیدم آقا حجت به همراه دوست عزیزم حاج ابراهیم مقامیانپور و مداح اهلبیت حاج محمد الیاسی هستند. با دیدن حاج ابراهیم خیلی خوشحال شدم چون حقیقتاً ایشان را خیلی دوست داشتم ، گفتم بفرمایید داخل ، وارد منزل که شدند حاج ابراهیم داخل آشپزخانه رفت ، او گفت وسایل چای درست کردن کجا هستند ، ظرف و ظروف را بیاور آماده کنم. گفتم حاجی چرا شما ، گفت دوست دارم خادم امام حسین(ع) باشم ، گفتم با این وضعیت جسمی من راضی نمی شوم ، گفت ، تو کاری نداری ، وسایل را بیاور می خواهم چای را آماده کنم الآن مستمعین می آیند. من هم دیدم اصرار می کند وسایل را بهش دادم . من در حین مراسم پیش حاجی می رفتم و می گفتم شرمنده ام شما به زحمت افتادی او می گفت خدمت به امام حسین(ع) زحمت نیست بلکه رحمت و توفیق است.

مراسم حدود سه ساعت طول کشید و حاج ابراهیم به عشق خدمت در مراسم حضرت اباعبدالله (ع) تا آخر مراسم ایستاده کار می کرد.

ماه رمضان امسال حاجی را در مراسم شب های قدر که دیدم گفتم :

امسال هم مراسم روضه برپاست حتما بیایید . حاجی با روی باز گفت انشاءالله حتماً می آیم …

و من اطمینان دارم او امسال هم در این مجلس عزا حضور دارد اما باید چشم دل داشت تا او را دید .

 

عادتم داده صفای تو که یادت باشم                         یاد آن معرفت و مهر و مرامت باشم

از برای همه لطفی که به دیدم زشما                         کمترین کار همین است که یادت باشم

 

دیدگاهتان را بنویسید :

نام

پست الکترونیک

وب سایت

XHTML: شما می توانید از این برچسب های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

کد امنیتی *