انتشار : شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۳

خدمات ۳۵ ساله مادر سردار شهیدمسعود خرمی فرمانده بهداری لشکر۷ حضرت ولیعصر(عج)

به اشتراک گذاشتن
برچسب ها
و اینک سخن از مادر شهیدی است که بیش از ۳۵ سال است که با انقلاب و جنگ همراه بوده و در دفاع مقدس به همراه دوستانش جانانه حضور داشته و از اقامه اولین نماز جمعه در دزفول با ستاد نماز جمعه این شهر همکار و همراه بوده و هنوز بر سر پیمان خویش با شهیدان استوار مانده است .  او مادر سردار شهید مسعود خرمی فرمانده بهداری لشکر۷  حضرت ولیعصر(عج) خوزستان می باشد که به اصرار حقیر(محمدحسین درچین) و فرزند برومندش ، برادر بزرگوارم حمید خرمی مطالبی را هر چند خلاصه و کوتاه بازگو نموده و بیان داشته  است .
” بسم الله الرحمن الرحیم.اینجانب روبخیر صفار زاده بنده خداوند ، خدمتگزار اسلام و مسلمین و رهبر و مادر شهید مسعود خرمی می باشم . با شروع راهپیمائیهای انقلاب اسلامی در کشور علیه رژیم ستم شاهی من به اتفاق مادرم عطر گل صفار زاده و خانم طاهره شاکر زاده در راهپیمائیها شرکت مستمر داشتیم . تا اینکه یکد روز شهید سید هبت اله قاضی (نوه مرحوم آیت الله قاضی دزفولی امام جمعه فقید دزفول) مرا به چند تن از مربیان آموزش و پرورش که در برگزاری راهپیمائیها حضور فعال داشتند معرفی کرده و آنها هم چندین دانش آموز فعال را به من معرفی نموده و از آنها در امر انتظامات راهپیمائیها استفاده می کردیم . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اولین نماز جمعه دزفول در زمین چمن کلوپ ورزشی برگزار شد و چندین هفته هم نماز جمعه در استادیوم ورزشی شهید مجدیان برگزار شد که من به تنهایی قسمت خواهران را با طناب و میخ  ، خط کشی صفوف نموده  و برادر هلیلی(رجایی) هم قسمت مردان را خط کشی کرد و چندین هفته هم نماز جمعه در مسجد جامع اقامه شد و در آنجا بود که با خواهر مرحومه سیه باز ، قربان زاده ، آبیار زاده و شریفی حداد آشنا شدم و در انتظامات با یکدیکر همکاری می کردیم . و بعداً با خواهر سوارسیم که در بسیج فعالیت داشت در مسجد جامع آشنا شدیم تا اینکه به فرمان آیت الله سید مجد الدین قاضی رحمت الله  علیه نماز جمعه به مصلای امام علی (ع) کنونی( باغ ملی سابق) انتقال یافت و در آنجا بود که خواهر حداد ، عبدان و مادرش حنطه زاده –  زکی زاده- رشنو- علم چی- رکاب ساز – خلف پور- همتی و خواهران مرحوم شهروز- فیض الهی- برمان زاده- بند بالی همکاری خود را با ما آغاز کردند و در امر خدمات و انتظامات و تدارکات پشت جبهه و خدمت رسانی در امر نهار صلواتی که در روز جمعه برای برادران رزمنده تهیه و مهیا می شد همکاری خالصانه می نمودند . نهار صلواتی در سالهای اولیه جنگ به فرمان حاج آقا سید مجد الدین قاضی (ره) و برای برادران رزمنده تهیه می شد. لازم به توضیح اینکه برادران رزمنده هر هفته روزهای جمعه برای استحمام و شستشوی لباسهایشان و اصلاح مویشان از جبهه به مصلی دزفول می آمدند و چند دستگاه حمام صلواتی در محل برگزاری نماز جمعه برای آنان ساخته شده بود و بعد از استحمام و اقامه نماز جمعه ، نهار صلواتی را صرف می کردند که خواهران ستاد در طول هفته تدارکات نهار صلواتی را آماده می کردند و آن عبارت بود از پاک کردن سبزی ، برنج ، نخود ، لوبیا و تهیه نان و همچنین فعالیت خالصانه در بسته بندی تنقلات و خشکبار برای جبهه و بعضی وقتها هم می شد که از جبهه پتو و ملحفه می آوردند و خواهران آنها را می شستند . یک روز یک کامیون بزرگ پر از پتو و ملحفه از جبهه آوردند که به علت زیاد بودن پتوها آنها را به کنار رودخانه دز  بردیم و همه خواهران بسیج شده و آنها را کنار آب رودخانه شستند . در ایام جنگ اکثر مواقع حبوبات و پتوها را به منزل مسکونی مان می آورند و من و جمعی از خواهران همسایه در پاک کردن حبوبات و شستشوی پتوها همکاری می کردیم . یک روز چند گونی از حبوبات را آوردند که پاک کنیم آنها را گذاشتیم در یک قسمت از ایوان خانه و عصر آن روز به همراه مادرم برای زیارت اهل قبور به شهید آباد رفتیم به محض اینکه به شهید آباد رسیدیم صدای انفجار مهیبی به گوش رسید و شهر را لرزاند، ما هم خود را سراسیمه به شهر رساندیم.وقتی رسیدیم تازه فهمیدیم که خانه خودمان واقع در محله مسجد جامع مورد اصابت موشک قرار گرفته است وقتی به خانه رسیدیم خانه به تلی از خاک تبدیل شده بود در حالی که عروسم و همچنین زن برادرم در زیر آوار مانده بودند که من ناخود آگاه به فکر حبوبات رزمندگان افتادم که برای تمیز کردن در منزل ما بود و ناراحت از اینکه از بین رفته باشند بی اختیار بر سر و سینه می زدم که ای وای مال بیت المال نابود شد. قوت و خوراک رزمندگان نابود شد. در این موقع یکی از برادران سپاهی به من گفت که خواهر آرام باش حبوبات همه سالم مانده اند باید بگویم که در کمال تعجب دیدم قسمتی از سقف ایوان که حبوبات زیر آن بودند سالم مانده بود و باز هم متعجب بودیم که حتی یک خراش به کیسه های حبوبات وارد نشده بود. من شکر خدا را به جای آوردم که امانت رزمندگان سالم مانده است .
من با بقیه خواهران ستاد نماز جمعه دزفول که اکثریت آنها یا مادر شهید و یا همسر شهید بودند و یا خواهر شهید و یا فرزند شهید آنچنان با یکدیگر انس گرفته بودیم که انگار از یک خانواده شده بودیم. هر کدام از این خواهران زندگیشان یک قصه طولانی و پر فراز و نشیب دارد . در غم یکدیگر شریک و در شادی یکدیگر هم شریک بودیم . در اوج موشک باران ها و خاموشی شبانه  شهر در تابستان و زمستان همه کنار یکدیگر بودیم و بی هیچ توقع و ترس و واهمه ای هر هفته در نماز جمعه شرکت می کردیم .در آن سالهای جنگ تنها ماشینی که مسئول حمل و نقل خواهران از منزلشان تا مصلی و بر عکس بود یک وانت مزدا ۱۰۰۰ بود که شهرداری به همراه یکی از کارگران به نام آقای علی رنجبر که خدا حفظش کند در خدمت نماز جمعه قرار داده بود. این وانت هیچ گونه پوشش و سقفی نداشت و در گرمای ۵۰ درجه تابستان و یا سوز زمستان تنها وسلیه ی حمل و نقل ما بود .
بعد از جنگ هم سازمان اتوبوسرانی یک دستگاه مینی بوس و راننده ای بنام آقای وکیلی در اختیار خواهران ستاد قرار داد . در اوج جنگ و موشک باران مادر شهیدان هاشمی (حاجیه بی بی هاشمی) برای خواهران ستاد جلسه قرآنی در مصلی دزفول برگزار نمود ، کم کم جلسه گسترش پیدا کرد و خواهران زیادی جذب آن شدند. بعد از اتمام جنگ و تشکیل حوزه علمیه در مصلای نماز جمعه جلسه قرآن را به قاسمیه واقع درمحله مسجد جامع بردیم و با همکاری خواهران ستاد مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) را به مدت ۲ ماه در قاسمیه برگزار کردیم .
و اما الان هم در ماه مبارک رمضان ختم قرآن داریم و در طول سال کلاس آموزش قرآن و روان خوانی و تفسیر قرآن ، در روز عاشورا هم ختم زیارت عاشورا را با ۱۰۰ سلام به امام حسین(ع) و اهل بیتش و ۱۰۰ لعنت بر دشمنان امام حسین(ع) برگزار می کنیم که بسیار مورد استقبال خواهران قرار می گیرد و اما در موقعی که جلسه قرآن را برای اولین بار در نماز جمعه شروع کردیم حاجیه بی بی هاشمی گفتند” اگر امام زمان(عج) با شما همکاری کرد جلسه قرآن ادامه پیدا می کند و اگر با شما همکاری نکرد جلسه قرآن ادامه پیدا نمی کند” که شکر خدا تا به حال امام زمان(عج) از جلسه ما پشتیبانی نموده و این جلسه ادامه دارد و انشاءالله ادامه خواهد داشت و۳۰ سال است که این خدمات را انجام می دهیم و خواهیم داد در پایان از خداوند مهربان بسیار شاکرم که به ما توفیق خدمت به اسلام و مسلمین را عطا فرمود .

Quick Reply
To: valiasrdez@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید :

نام

پست الکترونیک

وب سایت

XHTML: شما می توانید از این برچسب های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

کد امنیتی *